فلفل و ديگر ادويه افكار غريبي داشتند، مثلاً فكر مي‌كردند، فلفل از بهشت غوطه‌زنان رود نيل را مي‌پيمايد و آن را در مصر از آب مي‌گيرند. ژوانويل همين را مي‌گويد!1
لازم نيست اين مثال‌ها را تكرار كنيم‌. فقط خوب است يادآور شويم كه در زبان فرانسه‌ٴ قديم‌ epices (ادويه‌) به مفهوم رشوه‌اي بود كه به قاضي مي‌دادند. اين سرگذشت به خودي خود عجيب است‌؛ epices در ابتدا هدايايي طبيعي بود كه طرفين دعوا به دلخواه به قاضي مي‌دادند، خواه ادويه يا شيريني‌؛ سپس به‌معني رشوه‌ٴ بدون ضابطه درآمد، پس از آن به رشوه‌ٴ قانون‌مند كه‌ دقيقاً درجه‌بندي شده بود تبديل گرديد و سرانجام به مفهوم مقرّري كه در دفتر ثبت مي‌شد استعمال شد كه تنها در زمان انقلاب كبير (1789 ـ 1790) از ميان رفت‌.
بهاي گزافي كه بازرگانان ادويه مطالبه مي‌كردند، يكي از انگيزه‌هاي پرتغال براي يافتن راه‌ تازه‌اي به هند شد ــ چون پرتغال هم درآن تجارت سهيم بود؛ پس از كشف گذرگاهي در دماغه‌ٴ اميد نيك در سال 1498 بهاي ادويه سخت پايين آمد و تجارت آن تا سده‌ٴ هجدهم در انحصار پرتغاليان قرار گرفت‌.
همه‌ٴ ادويه‌اي كه از هند و از مناطق استوايي مي‌آمد، تجملاتي دور از دست‌رس تهي‌دستان‌ بود ــ همه جز يكي‌. اين يكي كه در مناطق معتدل به عمل مي‌آمد، بسيار باارزش بود، گرچه‌ ممكن است مردم آن را به همان كارآيي امروزي ما به‌كار نمي‌بردند. منظورم خردل است‌، همان‌ دانه‌ٴ خردل ناچيز مورد اشاره‌ٴ انجيل متي (31:13؛ 20:17 و غيره‌). بي‌شك طعم گزنده‌ٴ خردل در دانه‌هاي ريز خردل‌، كه مورد مثال مسيح قرار گرفته‌، نيست‌،2 بلكه در بذر آن است‌؛3 ولي خواص‌ ((روغن خردل‌)) از مدت‌ها پيش از مسيح شناخته شده بود و ما در نوشته‌هاي بقراطي اشارات‌ فراواني به معالجه با خردل مي‌يابيم‌4 دست كم از آن زمان به بعد، اين يا آن نوع خردل (سياه‌ ياسفيد، اهلي يا وحشي‌) در شمار داروهاي اقوام زيادي درآمد. نگاه كنيد به مقالات مايرهوف‌(1940) شماره‌ٴ 218 لَبسان‌، 322 صِناب‌، 400 خردل‌. مايرهوف خاطرنشان مي‌كند (همان‌جا، ص 201) كه خردل گرچه بيشتر مصرف دارويي داشت‌، در شرق كم‌تر از غرب به عنوان چاشني‌ به‌كار مي‌رفت‌.


1. چاپ .de Wailly, § 1890
2. واژه‌ٴ به‌كاررفته درآن آثار To ναπυ است‌. حال آن‌كه در انجيل اشتقاق To σlναπl (كه seneve در فرانسه‌، Senf در آلماني و غيره ازآن آمده ديده مي‌شود؛ واژه‌ٴ ناپو يا سينايي ظاهراً داراي منشأبيگانه (مصري‌؟) است‌.
3. منظور موٴلف احتمالاً اين است كه درون دانه‌ٴ خردل هزاران ذره‌ٴ ريز قرار دارد، كه هر يك از اين‌ها از دو قسمت تشكيل شده و اين دو قسمت براثر ساييده‌ شدن ذره و مخلوط شدن با آب تخمير مي‌شود و گازي توليد مي‌كند، كه تندي و گزندگي خردل ناشي از آن است‌. از افاضات شادروان دكتر حسين گل گلاب‌. ــ م‌.
4. به خاطر آليل ايزوتيوسيانات (روغن خردل‌).